تبليغاتX
بانو و سگ ملوس
 
  اينجا آنقدرها هم ترسناك نيست ، اينجا به غير از مه چيز ديگري نيست
معرفي كتاب

2
فواد خاک نژاد : « من و دوست دخترم به همراه صدابردار ، فیلمبردار و تهیه کننده سوار هواپیما شدیم . دوربین داشت کار می کرد و دو تا میکروفون کوچک به من و دوست دخترم آویزون بود . من داشتم می رفتم سان فرانسیسکو تا اون جا شعرهام رو بخونم . من هنری چیناسکی هستم ، شاعر بزرگ و بی نظیر . »
***
شاید هنری چیناسکی خود چارلز بیکافسکی باشد . هنری چیناسکی شخصیت اول داستانهای بیکافسکی ست . شخصیتی مردم گریز ، زن ستیز و دائم الخمر ( این گونه که در مقدمه ی کتابش موسیقی آب گرم آمده ) مشخصه ی اصلی چارلز بیکافسکی بوده است .

بیکافسکی شخصیت پیچیده ای دارد . در داستانهایش هر چه می خواهد می گوید . از خودسانسوری متنفر است و عقیده هایش را بدون هیچ واهمه ای بیان می کند . به راحتی می گوید که از ارنست همینگوی ( پدر داستان کوتاه آمریکا ) متنفر است . حتی این تنفر را به داستانهایش هم می کشاند .

« من از جام بلند شدم و آروم از بین صندلی ها رفتم طرف رینگ . رفتم بالا و در گوش همینگوی گفتم : آقای همینگوی ؟

- چیه ؟ چی می خوای ؟

- اگه می شه می خوام با شما مبارزه کنم .

- تا حالا مشت زدی ؟

- نه

- پس اول برو تمرین کن .

- ولی من می خوام دمار از روزگارتون در بیارم .
***
موسیقی آب گرم . داستانها را می خوانم و مجذوب می شوم . اما ترجمه ی کتاب چندان دل چسب نیست . کیارستمی در جدال وفاداری به متن و ترجمه کلمه به کلمه دست و پا می زند و این ضعف تا آن جایی پیش می رود که شاید از روی اشتباهی مصطلح نام بیکافسکی را بوکوفسکی می خواند . البته این دلیل بهانه ی خوبی برای آن که بگویم ترجمه ی کتاب ترجمه ای ضعیف است ، نیست . اما اگر خواننده ای حرفه ای هم نباشید متوجه می شوید که ترجمه ی کتاب دارای نقص است . اما باز جای شکرش باقیست که همین کتاب ( که تنها کتاب منتشر شده ار بیکافسکی در ایران است ) هم در بازار کتاب وجود دارد .
***
کتاب موسیقی آب گرم را نشر ماه ریز منتشر کرده است . کتاب را می توانید به قیمت یک همبرگر مخصوص ترمینال جنوب یعنی 850 تومان بخرید و مطمئن باشید که کتابخانه تان از وجود همچین کتابی به خود افتخار خواهد کرد .
3

نوشته های پيشين
هفته دوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
3

پيوندها
< >
3

دوستان

3

3

آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
3

تبلیغات


  RSS  

3
Run Lola Run
دنبال شوهرم می دوم . با حسی از جنس اضطرار که آقا :

۱. من نمی دانم تو چه ات است !

۲. تو باید بدانی که من چه ام است .

۳ . اگر هم ...

در اتاق شوهرم به شدت به روی ابروهای بالا کشیده ، چشمان گرد شده و دهان باز من بسته می شود . برمیگردم . پسر هشت ساله ام که پشت کامپیوتر NFS بازي مي كند و براي اطمينان پليس بازي را حذف كرده ، با همان لحني كه مي توانست بپرسد :‌ - حالت خوبه ؟‌ مي گويد : ضايع شدي ؟‌

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 23:1 توسط هايده رييس زاده |
.....................................................................................................
انسان ...
بعد از پست اولم دوستی پیغامم داده بود که به جای هر چیزی از سوی یک انسان بنویسم . اولین واکنشم پوزخندی بود که : خب ، همه ی اینها وجوه مختلف انسانیست ولی بعد که بیشتر فکر کردم دیدم نازنین راست می گوید . قبل از مادر بودن و زن بودن و آسیایی بودن و مسلمان بودن و کافر بودن من یک انسانم و خواستم به نوعی از انسان فکر کنم که از تمام این هویت های ثانوی رهاست . به یاد فیلم هوش مصنوعی افتادم . آنجا که در اواخر فیلم فلاش فورواردی به چند هزارسال آینده زده می شود و می رسد به تصویر موجوداتی انسان گونه . توانستم خوش بین باشم و امیدوار که شاید انسانهای آینده در روند تکاملیشان این گونه باشند . آنها در مسیر تکاملشان به نقطه ای از خلاصه شدن و ایجاز رسیده بودند . طراحی هوشمندانه ی فیزیک این انسانها موجوداتی را با سری بزرگ بر بدنی باریک و دست و پایی نازک و ملایم نشان می داد . آنها چشم و گوش و س.ک.س و انگشت نداشتند . همه کاملا شبیه یکدیگر بودند . همه ماهیتی سایه گون داشتند و از طریق دست بر شانه ی یکدیگر گذاشتن با هم ارتباطی کامل برقرار می کردند .  به نظرم می آمد بسیار زیبا و کامل هستند . بسیار زیبا و کامل و خوشایند . هیچ زاویه ای در خطوط هیکلشان نبود و این القا کننده ی آرامش وقار و مهربانی بود . شاید همان بودند که عارفی روزی با چراغ پی شان می گشت .
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 22:54 توسط هايده رييس زاده |
.....................................................................................................
 
کلیه ی حقوق وبلاگ بانو و سگ ملوس محفوظ و متعلق است به نويسنده ي آن